پیدا





رفتم ...

درخواست حذف اطلاعات

آن کو "تو" را به سنگ دلی کرد رهنمون ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی "حافظ" . . + درد دل با سنگ دل گفتن چه سود...!؟



روز میلاد تن من ...

درخواست حذف اطلاعات

روز میلاد من است آمده ام دست کشم به سر و گوشِ عرق کرده ی دنیای خودم قول دادم که در این شعر فقط من باشم تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم . . + باز هم بی او تولد گرفتم ، اویی که دیگر تولدم یادش نیست



رویای خیس ...

درخواست حذف اطلاعات

ب به سیل اشک ره خواب می زدم ...! "حافظ"



همیشه تنها...

درخواست حذف اطلاعات

بسترم ... صدف خالیِ یک تنهــــــایی است ... و تو چون مُروارید ... گردن آویزِ انِ دگری ...! "هوشنگ ابتهاج"



عاشق ...

درخواست حذف اطلاعات

هر چند که هرگز نرسیدم به وص عمری که حرام تو شد ای عشق حل ...! "فاضل نظری"



ما کنار سفره ی دنیا به شعری قانعـیم ...

درخواست حذف اطلاعات

برایم شعر بفرست حتی شعرهایی که عاشقان دیگرت برای تو می گویند می خواهم بدانم دیگران که دچار تو میشوند تا کجای شعر پیش میروند تا کجای عشق تا کجای جاده ای که من در انتهای آن ایستاده ام! " افشین یداللهی"



یارب نظر تو برنگردد ...

درخواست حذف اطلاعات

از آدم ها بگذر ... دلت را گنده تر کن ... ناراحت این نباش که چرا در جاده ی رفاقت با تو ، همیشه یک طرفه است مهم نیست اگر همیشه یک طرفه ای ...! شاد باش که چیزی کم نگذاشته ای و بد ار خودت، رفاقت و خدایت نیستی همیشه پر از مهربانی بمان ، حتی اگر هیچ قدر مهربانیت را نداند این ذات توست که مهربان باشی تو خ داری که به جای همه برایت جبران می کند ...!



تنها ...

درخواست حذف اطلاعات

آزرده ترم... گرچه کم آزارترم بی یارترم... گر چه وفادارترم



این چندمین پاییزه ...؟

درخواست حذف اطلاعات

این دل... خمره ی سیر ترشی نبود که به بندش کنی هفت سال بگذاری برسد و عمل بیاید پیاز داغ بود ...! شش دانگ حواس می خواست رو برگرد جزغاله شد آه از دل جزغاله ی من...!



عمرم به کران رسید ...

درخواست حذف اطلاعات

گیرم که وصال دوست در خواهم یافت این عمر گذشته را کجا دریابم ...؟! "مولوی"



خودم خواستم ...

درخواست حذف اطلاعات

چنان مُردم از بعد دل کندنت ،که روح من از خیر این تن گذشت گلایه ندارم نرو گوش کن ، تو باید بدانی چه بر من گذشت تو باید بدانی چه بر من گذشت ، زمانی که دیدم کجا میروی تقاصت همین است عزیز دلم ، که بنشینی از کشتنم بشنوی چنان شاخه ی خشک روی درخت ، میان زمین و هوا مانده ام برای تو که سال ها رفته ای ، چگونه بگویم چرا مانده ام چگونه بگویم چرا عاشقم ، مرا عشق راه فریبی شده چگونه تو را می پرستم هنوز ، عجب روزگار غریبی شده خودم خواستم با تمام وجود با تویی که نبود عاشقانه بمانم من این عشق را با همین کوه غم روی دوش دلم تا ابد می کشانم "روزبه بمانی"



سال نو یعنی تو ...

درخواست حذف اطلاعات

گیجم ... مثل اسفند ... که معشوقه ی زمستان است ... اما همه می خواهند دستش را ... در دست بهار بگذارند ... . . +اسفند و فروردین ما فرقی نخواهد کرد تقویم را بیهوده در تکرار می خواهی "فاضل نظری" . . ++ ی ال دیگه بدون " تو " گذشت ...!



روز میلاد تن تو ...

درخواست حذف اطلاعات

می خواستم تولد امس نزدیک لایه های تنت باشم نزدیک مثل هُرم نفس هایت نزدیک مثل پیرهنت باشم نشد ...! . . +تولدت مبارک همیشگی ترین "یار" ...



فراموشم کردی ...

درخواست حذف اطلاعات

تو گفتی: من به غیر از دیگرانم چُــنینم در وفاداری، چنـانــم تو غیر از دیگران بودی که امروز نه می دانی، نه می پرسی نشانم "فریدون مشیری"



ببین که چندتا قرنه ...

درخواست حذف اطلاعات

تا امروز ... شش سال و ... شش ماه و ... شش روز و ...
شش ساعت گذشت ...!



یلدا ...

درخواست حذف اطلاعات

یلدای آدم ها همیشه اول دی نیست هر شبی بی یار بنشیند شبش یلداست !



فصل تو ...

درخواست حذف اطلاعات

چه زمستان غم انگیز بدی خواهد شد ماه دی باشد و آغوش ی کم باشد !



حس می کنم پیش منی ...

درخواست حذف اطلاعات

بارون رو دوست دارم هنوز چون " تو" رو یادم میاره ...!



نرود ...

درخواست حذف اطلاعات

آرام و روان و نرم و سنجیده رود ما ناله کنان و یار نشنیده رود یک عمر گذشت و عاقبت فهمیدیم از دل نرود هر آنکه از دیده رود



ندیده بانی تو ...

درخواست حذف اطلاعات

شش سال و ... شش ماه و ... شش روز گذشت ...!



یه چیزایی و تو دنیا فقط یک زن میفهمه ...

درخواست حذف اطلاعات

تمام روز می خندم تمام شب یکی دیگم من از حالم به این مردم دروغای بدی میگم . . +یه جوری زخم خوردم که نه می مونم نه می میرم



دلتنگی ...

درخواست حذف اطلاعات

هنوز ... دلم واسه "تو" تنگ میشه ...!



تو با منی ...

درخواست حذف اطلاعات

گر نباشد هر دو عالم گو نباش "تو" تمامی ... با توام تنها خوش است ...!



اربعین حسینی...

درخواست حذف اطلاعات

دوباره رفت کربلا ... و من این چند روز چندین بار خوابش را دیدم که طلب بخشش می کرد و حسی که بهم میگفت : " ببخش ..."



یا معین الضعفا ...

درخواست حذف اطلاعات

چند روز پیش ولادت آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام بود و من برای نهمین سال متوالی رفتم مشهد چقدر امسال دلم گرفته بود و چقدررررر زیارت دلچسبی بود با اینکه خیلی ازش دلخور بودم ولی باز هم دلم نیومد پیش آقا ازش گِله کنم و برع براش دعا از دل رحمی و مهربونی خودم بدم میاد
. . + آقا شما که از همه با خبرترید / من جز سری نهاده به زانو نداشتم



ت نمون ...

درخواست حذف اطلاعات

« حتی اگه بشکنی پیش چشمام توی دلم همیشه سربلندی به حُرمت روزای عاشقانه ام خوشحالم از اینکه داری می خندی »



یه وقتایی انقدر حالم بده ...

درخواست حذف اطلاعات

امروز با ماشین تمام شهرشو گشتم کوچه ها ، خیابون ها ، گوشه به گوشه ای که ازش خاطره داشتم انگار دنبال گم کرده ای باشم دلم براش تنگ شده بود فاصله ام شاید باهاش یک خیابون ، یک کوچه ، یا چندتا خونه بود توی همون شهر و زیر همون آسمون اما ... پیشم نبود ... نداشتمش ... . . + یه روزایی حس میکنم پشت من ، همه شهر میگرده دنبال تو



این چندمین پاییزه که رفتی ...؟

درخواست حذف اطلاعات

فصل ها عوض می شود
جای آلو را مالو می گیرد جای دلتنگی را دل تنگی ...! . . + دوباره پاییز و دوباره محرم اولین باری که دیدمش پاییز بود و اولین باری که براش نوشتم از کربلا برگشته بود یادش به خیر ... . . ++ بعدا نوشت : بعد از گذاشتن این پست ، به دلم افتاد به پیج قدیمی مشترکمون هم سر بزنم همون موقع یک کامنت از یک دوست قدیمی وبلاگ نویس دیدم که بوی گذشته را برام زنده کرد خیلی خوشحال شدم ...



خواب و خیال ...

درخواست حذف اطلاعات

امروز ... صبحِ عاشورای حسینی خوابش را دیدم و چه خواب خوبی بود خیره ان شاالله ...



خیلی دلم گرفته از خیلی ها ...

درخواست حذف اطلاعات

تنها نه حسرتم غم هجران یار بود از روزگار سفله دو چندان کشیده ام "شهریار" . . + خدایا به تو پناه می برم از شر های آدم نما



شیشه پنجره را باران شست ، از دل من اما ...

درخواست حذف اطلاعات

باران پاییز
به لطف پاییز
باران تابستان
به لطف بی گاهی اش
باران بهار
باران زمستان
اصلا باران!
اصولا خود باران
عاشقم می کرد
از سال ها پیش
که چه می دانستم عشق چیست تا سال ها بعدکه عشق را چه به ما! . . +همیشه منتظرم که پاییز بیاد ولی وقتی میاد طاقت هوای دو نفره و جای خالیشو ندارم از طرفی خوشحالم که این روزها یه همدرد دارم یه یادگار از قدیم ، که عجیب من رو می فهمه و از طرفی دلم گرفته ... ای کاش این پاییز ، زیر بارون ، با یار قدم می زدم




دلم برات تنگ شده جووونم ...

درخواست حذف اطلاعات

امروز بهترین اتفاق ممکن برام افتاد اتفاقی که سال ها انتظارش را می کشیدم و امشب به حقیقت پیوست تونستم آرشیو قدیم وبلاگ حذف شده اش را برگردونم و چقدر از خوندن دل نوشته هاش و خاطرات قدیم با هم بودنمون لذت بردم با اینکه 9 ساعت طول کشید این بازگردانی اطلاعات ولی مطمئنم از دیدنش خوشحال میشه از اینکه همه چی مثل اون سالها سرجاشه و تغییری نکرده عجب مهر مهربونی بود این ماه عجیب این پاییز بوی یار و خاطراتش میاد بعد سال ها از صمیم قلبم خوشحال شدم خدایا شکرت



کتاب ...

درخواست حذف اطلاعات

خوشحالم... برای موفقیت تازه ... ولی حیف ! نیست که ببینه ...



من عاشق توام...

درخواست حذف اطلاعات

با تو اگر چه دور با تو اگر چه دیر از بی تو بهتره ...!



گفته بودی که میای ...

درخواست حذف اطلاعات

امشب هم داشتم طبق عادت قبل و این چند سال متن چت های گذشته رو می خوندم همیشه از خوندنشون هم حس خوبی داشتم و هم دلتنگی و ناراحتی انگار بین این کلمات دنبال ی می گردم که دیگه نیست و گم شده اینقدر خوندمشون که خط به خطشو حفظم یک روزی به تمام این حرف ها ایمان داشتم ، به بودنش ، به قول هاش ، به عشقش ولی حالا هر بار که می خونم باور نمی کنم که تمام باورهام اب شده قدم به قدم مثل یک سایه این سالها دنبالش رفتم ، با اینکه خودم را عذاب دادم و کشتم ولی می خواستم یک جایی به قلبم ثابت کنم که در موردش اشتباه می کنه که اون آدم بی معرفت و نامردی نیست ، ولی هر بار بدتر از قبل ش تم اینقدر ضربه خوردم تا دیگه باورم شد که همه چیز از اول دروغ بود و من اشتباه خوندن یه کلماتی هیچ وقت از ذهن و قلبم پاک نمیشه حرفهایی که فکر می با احساس و اعتماد قلبی گفته شده ولی بعدها دیدم نه ! بعد ها وقتی دیدم با وجود تمام عشق و محبتی که نثارش از من به عنوان " کابوس " ، " زندانبان بی رحم " ، " گودال بلا" ، " اشتباه" یاد می کرد و می نوشت : خالی از آرامش ، پر از احساسات مبهم و بی اص ، پر از برزخ !! و برای اونهایی که با بدی ترکش صدها شعر و پست عاشقانه گذاشت و به همه نشون داد که اگر نباشن هم باز در قلبش ماندگارند و این عشق جاودانه و ادامه داره !! اونجا بود که بهم ثابت شد تمام این حرف ها یک مشت دروغ بود به قول خودش این عشق یک طرفه است و اون هیچ وقت عاشق من نبوده و نیست یه چیزهایی را هیچ وقت نباید ببینی ! نباید بفهمی ! نباید بشنوی که اگر بری دنبالش و ببینی و بفهمی و بشنوی نه تنها دیوونه میشی بلکه می میری !! خدا نکنه احساس و باور و غرور و قلب و عزت نفس ی با هم بشکنه خدا نکنه ی که سالها عاشقش بودی و منتظر برگشتش و عمرتو پاش ریختی جلوی چشمت به ی دیگه ابراز علاقه کنه ! برای ی دیگه عاشقانه بنویسه سرش جای دیگه گرم باشه و اصلا به تو فکر نکنه و براش مهم نباشی خدا نکنه یک روزی باورت شه که تمام این سالها در موردش اشتباه فکر می کردی اونوقت فقط زنده ای ، ولی دیگه نه آدم قبل میشی نه میتونی زندگی کنی یک سکوت عمیق روی لبت و یک بغض سنگین توی گلوت میشینه که قلبت را پر از خون میکنه یک احساس غیرقابل توصیف که ذره ذره ی وجودت را میخوره احساسی بین خشم و نفرت و حسادت که روح و جسمت را آزار میده وقتی به خودت میگی
" جای من دیگه خالی نیست " و احساسی عجیب تر که در اعماق قلب پر خونت هنوز زنده است و میگه : "هنوز دوستش دارم " +هی ... این چند خط را هفت ساله که هر شب می خونم : yar: shayad ye roozi bargashtam yar: roozi ke kheili ham door nabashe yar: biyam va gom sham to aghushet nar: montazeret mimonam ........ hamishe nar: midonam ke barmigardi nar: boro nar: be salamat yar: age to budi migofti menat yar: ama man migam yar: ta abad madyune mohabat hatam yar: ama ye roozi khodamo be to mireunam yar: ye rooz toro male khodam mi am yar: age bargardam yar: doostet daram nafasam yar: moraghebe khodet bash azize delam